میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

شیرین زبونیهای گل پسرم

سلام امید زندگی من   اینقدر شیرین زبون شدی که دوست دارم درسته قورتت بدم . یه حرفایی میزنی که ما رو حیرت برمیداره . دیروز برا گوشی بابایی اس ام اس اومد و من و بابایی حواسمون پرت بود که یهو شما گفتی : گوشی بابایی امس (اس ام اس ) و من و بابا رو حیرت زده کردی .   چند روز پیش هم رفتیم بیرون و همینجور که تو خیابونها دور میزدیم شما یه ماشین مث ماشین بابا نشونمون دادی و گفتی مث ماشین بابایی ! و وقتی که من ازت پرسیدم ماشین بابایی چیه ؟ شما هم در جوابم گفتی : پیاید ( پراید ) و همچنین متذکر شدی که ماشین دایی سعید و آقاجون هم پرایده .   هر وقت من پیش بابایی میشینم شما زود میای میگی : پاشو بابایی منه ؟؟؟!!!! و من میگم :...
31 خرداد 1392

دنیای قشنگ سبحان

نازگل مامی سلام اول از همه باید بگم عذر میخوام چون یه مدت نتونستم خاطراتت رو بنویسم اما الان اومدم که هرچی یادم بود رو برات به یادگار بذارم . از ابتدای تابستون و تموم شدن امتحانات بابایی بیکار شده و طبق یه قرار نانوشته شما و بابایی همیشه در گشت و گذارید و مامانی میره سرکار تموم پارکهای شهر رو مث کف دست بلدی حتی خیابونهایی رو که به پارک منتهی میشه رو هم یاد داری و جالب اینجاست که تمام اتفاقات رو میای با همون چند کلمه که یاد داری به من میگی . صحبتهات از دو کلمه به سه کلمه ای پیشرفت کرده و الان می تونی سه کلمه رو با هم ادا کنی                  &n...
27 خرداد 1392

پیش به سوی تکامل

سلام به روی ماه شاپسر گلم آقا شدی که نگو و نپرس . یه پسر به تمام معنا که مامیش فداش میره . جونم برات بگه کلماتت کم کم فعل به خودشون می گیرن و جمله میشن اما تا حدودی کتابی حرف میزنی مث : بریم خانه مامان جان                      ماهی قمز (قرمز) هست                 بریم خونه جدید پارک اینجاست                    کلمات رو خیلی بامزه ادا میکنی  مث دای...
3 خرداد 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد